خرید بک لینک

صدای جن ها در جنگل

صحبت از جن و جن گیری در میان مردم خیلی متداول بود و هر یک سعی می نمودند یا از خود و یا با نقل قول از دیگران موضوع جن و جن گیری را در بین صحبت ها به میان بیاورد و باب مطلب را باز کند. چون برای شنوندگان در آن دوران با توجه به نبودن تلویزیون و یا رادیو از جذابیت خاصی برخوردار بود. همچنین با توجه به نبود برق و ایجاد تاریکی های مطلق در آن زمان توهمات مردم و ترس از تاریکی باعث به وجود آمدن این داستان ها می شد.

من که در آن زمان جوان بودم نیز از این حرف ها می شنیدم اما نمی دانم که چرا هیچگاه نمی توانستم قبول نمایم که چیزی به نام جن و امثال آن وجود دارد. همیشه با خود می گفتم من که در جاهای تاریک و ترسناک زیادی شب ها تنها ماندم، چرا حتی برای یک بار هم جنی به سراغم نیامده ؟

شبی از شبها تنها در دل جنگل برای حفاظت از شالیزار و مزرعه جالیز خود درحالی که تنها منبع روشناییم فانوسی کهنه بود در کوتام نشسته بودم. هوا به دلیل نبود ماه به قدری تاریک بود که چشم چشم را نمی دید. اما من برای این که گرازها و شغال ها به شالیزار و جالیز حمله نکنند تنها با یک داس و فانوس دور مزرعه می گشتم و با صدای خود اعلام وجود می کردم که اگر گراز و یا شغالی در اطراف بودند را فراری دهم. شب که از نیمه گذشت برای خواب به کوتام خود برگشتم و سرم را بر روی بالش گذاشتم. دقایقی از خوابم نگذشته بود که با صدایی که گویی مرا می خواندند به همراه لرزش کوتام از خواب بیدار شدم. با ترس شعله فانوس را زیاد کردم و به اطراف نگاهی انداختم اما خبری نبود. دوباره به خواب رفتم اما باز هم همان موضوع تکرار شد. کمی شک کردم و با خود گفتم که نکنه حرف های مردم در مورد جن درست بوده باشه؟ و داس خود را بالای سرم قرار دادم و دوباره به خواب رفتم اما باز هم همان موضوع بعد از دقایقی تکرار شد. تا صبح در هول هراس موضوع گذراندم. صبح که شد به طرف منزل حرکت کردم. وقتی به کنار قهوه خانه ده رسیدم دیدم عده ای جمع شدند و با هم گفتگو می کنند. کنجکاو شدم وخواستم بدانم که چه می گویند و خودم هم ماجرای دیشب را تعریف کنم. اما وقتی که پای صحبت های آنها نشستم فهمیدم که علت صدا و لرزش کوتام در شب قبل چه بوده. چون شب قبل چندین بار متوالی زلزله هایی با قدرت کم ایجاد شده بود و خانه مردم را نیز تکان داده بود.

آنجا بود که فهمیدم آن صداها، صدای ساییده شدن چوب های کوتام بوده و لرزش هم لرزش های ایجاد شده از زلزله بود که باعث توهم جن برای من شده بود.

آن موضوع درسی برای من شد که هیچ گاه به شایعات و یا داستان ها توجهی نکنم چون خیلی از حرف ها و داستان ها زاییده تخیلات مردم بوده که یا به دلیل ترس از تاریکی و یا برای خود نمایی می ساختند و به خورد مردم می دادند.

+ نوشته شده توسط اکبر بلندکردار در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ و ساعت 11:1 |

برچسب: نویسنده: فاطمه کوشکی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 14:53

صفحه بندی