سگی بنام مارشال ( اکبربلندکردار) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:10
سگی بنام مارشال, محله ما به دلیل داشتن جنگل و بیشه زار و صحرایی سرسبز، مملو از انواع حیوانات اهل
باغبان پیر ( اکبربلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
باغبان پیر باغی در محله ما بود که در آن انواع درخت های گوجه سبز و گلابی وحشی و
گذر زمان (اکبربلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
گذر زمان وقتی پدر صحبت می کرد و من هم بی اراده محو صحبت های پدر شده بودم، به ن
لذت تابستان - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
لذت تابستان تابستان که می آمد تمام تفریحات را هم با خودش به دنبال می آورد و باعث می ش
مار سیاه ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
مار سیاه چیدن تمشک جنگلی و فروش آن یکی از کارهایی بود که ما برای تامین هزینه های ج
همکلاسی ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
هم کلاسی چند روزی بود که سال تحصیلی جدید شروع و من وارد سال دوم دبیرستان شده بودم.
اولین سینما ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
اولین سینما روز اولی را که برادرم حسین به سر کار رفته بود روزی بود که هم برای خودش و
مدرسه سپاهی دانش( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
مدرسه سپاهی دانش یک روز با برادرهایم به مدرسه آنها که سپاهی دانش بود رفت
خاطره ای تلخ( اکبربلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
خاطره ای تلخ در خانه عمقُلی خانواده ای فقیر مستاجر بودند که پدر آن خانواده با کار در
طبیعت ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
طبیعت بهار که از راه می رسید رودخانه های منتهی به تالاب مملو از آب روان شفا
بارانی های مردانه ( اکبربلندکردار) - تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 6:41
بارانی های مردانه می گویند دنیای کودکی دنیایی سرشار از رویاهایی گون
دوچرخه ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 16:18
دوچرخه دوچرخه از آن دسته از وسایلی است که جزء آمال و آرزوهای هر پسر بچه می تواند باشد و ما هم از این امر مستثنی نبودیم. در محله مان فردی بود به نام علی چرخی که غیر از تعمیر و بازسازی دوچرخه ها کارش ک
دلم تاسیان مادر است ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 16:18
اولین غروب روزی که دیگر مادر در خانه نبود دلم بدجوری گرفته بود. به هر گوشه ای از خانه نگاه می کردم اثر و یا نشانه ای از او را می دیدم.درگوشه گوشه خانه او را می دیدم که نشسته و به آرامی کارهای روزانه ا
کسما ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 9:32
کسما کنار مادر در هنگامی که با نجوایی زیر لب برنج داخل سینی مسیمان را پاک می کرد برایش با زبانی کودکانه حرف می زدم و مادر هم مشتاقانه گوش می کرد و با هر زمزمه ای پسکه های داخل برنج را بر می داشت و بد
رفیق ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 9:32
رفیقروزی در حال بازی داخل کوچه بودم دیدم کامیونی جلوی خانه ای که به تازگی در کوچه مان درست کرده بودند ایستاد. چون در کوچه ما خانه ای شیکتر از خانه های بقیه اهالی ساخته شده بود و من هم هراز چند گاهی سر
پیرمرد مالا ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 12:36
پیرمرد و مالا ودر حالی که پک عمیقی به سیگار اشنویش میزد با کلافگی سیگار را از لبانش دور کرد و به کناری انداخت و دوباره به دریا نگاه کرد که موج هایش کم کم در حال شدت گرفتن بود. با نا امیدی نگاهی به قایقش ا
وفا ( اکبر بلندکردار) - تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 12:36
در همسایه گی ما دخترجوانی بود به نام صدیقه که با برادرش زندگی می کرد. این دختر یکی از دوستان صمیمی خواهرم بود و به مانند خواهری هم به خانه ما رفت و آمد داشت. همین موضوع باعث شده بود که ما را هم چون بر
پیر مرد مالا ( اکبر بلندکردار) یلدا پیشاپیش مبارک - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 18:35
پیرمرد مالا, در حالی که پک عمیقی به سیگار اشنویش میزد با کلافگی سیگار را از لبانش دور کرد و به کناری انداخت و دوباره به دریا نگاه کرد که موج هایش کم کم در حال شدت گرفتن بود. با نا امیدی نگاهی به قایقش
( آدم های دودی) قسمتی از رمان در حال تالیف اکبر بلندکردار - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 17:42
و با این افکار به زحمت از جایش بلند شد و بطرف اورژانس روان شد. همکارانش وقتی او را دیدند سعی کردند که از رفتش جلوگیری کنند اما با اشاره دکترکیوان از این کار دست کشیدند و او را به حال خود رها کردند. تا
در سوگ میرزا کوچک خان جنگلی ( به بهانه سالگرد شهادت میرزا ) اکبربلندکردار - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 17:42
آسمان گرفته بود. صدای زوزه گرگ های گرسنه تمام پهنه دشت اولسبلانگا را پر کرده و بوران کاری با دشت کرده بود که چشم چشم را هم نمی دید. نفس های میرزا,, دیگر به شمارش افتاده بود. اما هر طوری که بود باید خود

برچسب‌های مرتبط

قسمتی از رمان دختر خراب | قسمتی از رمان کتی | قسمتی از رمان شفق | قسمتی از رمان | قسمتی از رمان قرار نبود | قسمتی از رمان من او | قسمتی از رمان گندم | قسمتی از رمان سیگار شکلاتی | قسمتی از رمان روزای بارونی | قسمتی از رمان صد سال تنهایی